فوری
روابط‌عمومی نفت رسانه ساخت
افشاگری

روابط‌عمومی نفت رسانه ساخت

اسم‌ها و امضاها رو شده؛ حالا نوبت عددهاست: قراردادهای رسانه‌ای نفت را خط‌به‌خط منتشر کنید.

روابط‌عمومی نفت رسانه ساخت
روابط‌عمومی نفت رسانه ساخت

از امضای اوجی برای علی فروزنده تا پذیرش استعفای پاک‌نژاد توسط پزشکیان و نصب حمید بورد؛ در فاصله این دو امضا، «خط انرژی» با سردبیری سید احسان حسینی از اتاق خبر به اتاق وزارت راه یافت و مناظره‌های نفتی را به تریبون عمومی تبدیل کرد. حالا مطالبه روشن است: فهرست کامل قراردادهای رسانه‌ای نفت، با رقم و امضاکننده.

خلاصهٔ خبر

  • اسم‌ها و امضاها رو شده؛ حالا نوبت عددهاست: قراردادهای رسانه‌ای نفت را خط‌به‌خط منتشر کنید.
  • - بودجه عمومی نباید مخفیانه «روایت» بخرد؛ قراردادهای رسانه‌ای نفت باید منتشر شود.

۲۱ شهریور ۱۴۰۰ جواد اوجی حکم مدیرکلی روابط‌عمومی وزارت نفت را برای «علی فروزنده» امضا کرد؛ چهار سال بعد، ۴ مهر ۱۴۰۵ «مسعود پزشکیان» استعفای «محسن پاک‌نژاد» را پذیرفت و «حمید بورد» را سرپرست وزارت نفت گذاشت. بین این دو امضا، یک رسانه نوظهور به نام «خط انرژی» با سردبیری «سید احسان حسینی» ــ خبرنگار پیشین فارس ــ قد کشید، به اتاق جلسات وزارت نفت راه یافت و به یکی از تریبون‌های محوری جنگ روایت نفتی تبدیل شد.

نام‌ها روشن است؛ امضاها روی کاغذ است

اوجی در ۲۱ شهریور ۱۴۰۰ «علی فروزنده» را به‌عنوان مدیرکل روابط‌عمومی منصوب کرد. این اولین حلقه رسمی زنجیره‌ای شد که رسانه و نفت را به‌هم گره زد. در ادامه، در دولت چهاردهم، «مجید بوجارزاده» سکان روابط‌عمومی را برعهده گرفت و پس از او «سامان قدوسی» ابتدا با حکم سرپرستی و سپس با حکم قطعی مدیرکلی و سخنگویی بر صندلی روابط‌عمومی وزارت نفت نشست. این‌ها حکم‌های امضاشده‌اند؛ تاریخ و نام و سمت دارند و بار حقوقی‌شان روشن است.

۴ مهر ۱۴۰۵ یک امضای دیگر معادله سیاست نفتی را تکان داد: پذیرش استعفای «محسن پاک‌نژاد» و انتصاب «حمید بورد» به‌عنوان سرپرست وزارت نفت. تغییر مدیر سیاسی، یعنی تغییر نقشه روایت و بودجه و اولویت‌های اطلاع‌رسانی. این بار هم تاریخ و اسم ثبت شده است.

رسانه‌ای که ناگهان «بالا» نشست

در همین بازه، «خط انرژی» از یک سایت تحلیلی تازه‌کار به تریبونی پرمخاطب در پلتفرم‌های ویدیویی تبدیل شد؛ برنامه‌هایی که مستقیم به پرونده‌های نفت، گاز و پتروشیمی می‌رفتند و نام‌های سنگین را روبه‌رو می‌نشاندند. آرشیو محتواییِ این رسانه حضور چهره‌ها و مناظره‌های پرکلیک را نشان می‌دهد؛ از جمله مناظره پر سر و صدای «وحید اشتری» و «حسین قربان‌زاده» که به اعداد و اسناد فروش نفت و بازنگشتن درآمدها بند شد. «سید احسان حسینی» در این دوره به‌صراحت بر «فساد ۴.۷ میلیارد دلاری» در دوره پاک‌نژاد تاخت و ماجرا را محور روایت‌هایش ساخت. این گزاره‌ها روی صفحه رسمی او و در ویدئوهای وابسته ثبت‌اند. اما مسئولیت راستی‌نمایی آن اعداد، با مقام مسئول فروش و خزانه نفت است.

یک گام مهم دیگر: «سجاد طاهری»، مدیرمسئول خط انرژی، در نشست رسمیِ «اصحاب رسانه با مدیران روابط‌عمومی وزارت نفت» سخنرانی کرد. معنای ساده این تصویر روشن است: تریبونِ خصوصیِ نوپا پای میز جلسات رسمی وزارت نفت نشست و به چرخه سیاست‌گذاری اطلاع‌رسانی نزدیک شد.

شبکه‌ای که نیرو می‌سازد

هم‌زمان، «شبکه کانون‌های تفکر ایران» مشهور به «ایتان» کلاس و کارآموزی سیاست‌پژوهی انرژی برگزار کرد و از «ارتباط با بازیگران و تصمیم‌گیران کلیدی صنعت» گفت. ایتان در اسناد و کانال رسمی خود مأموریت شبکه‌سازی برای نفوذ ایده‌ها و افراد در سیاست‌گذاری را شفاف تعریف کرده است. این «مدرسه سیاست» نیروی انسانی می‌سازد؛ نیرویی که طبیعی است زودتر از بقیه به میزهای تصمیم و اتاق‌های رسانه دسترسی بگیرد.

پیوند رسانه و قدرت؛ از اتاق خبر تا اتاق وزارت

«سید احسان حسینی» سابقه‌اش در فارس و فرهیختگان و سپس سردبیری خط انرژی را علنی بیان کرده است. او از یک سمت خبرنگاری سیاسی، مستقیم وارد میدان پرریسک پرونده‌های نفتی شد؛ جایی که هر تیتر می‌تواند روی میلیاردها دلار اثر بگذارد. این‌جا پای وزارت نفت، شرکت‌های تابعه، صندوق‌ها و بازارهای صادراتی در میان است و هر روایت، اثر مالی دارد. همین جاست که «تعامل رسانه-قدرت» اگر شفاف نباشد، به فساد ساختاری در بودجه‌های روابط‌عمومی، آگهی‌ها و خرید خدمات رسانه‌ای تبدیل می‌شود. پرونده روشن است: رسانه‌ای نوپا، شبکه‌ای آموزشی-سیاستی، و اتاقی در وزارتخانه که مدیرکلش با حکم وزیر می‌آید و می‌رود.

این پیوند البته فقط به یک رسانه ختم نشد. برنامه‌های تلویزیونی جریان‌سازِ نزدیک به روایت‌های رسمی، مثل «ثریا»، طی همین سال‌ها بارها سرفصل‌های انرژی و نفت را به صداوسیما برده‌اند و اتاق فکر خود را در جنگ روایت نشان داده‌اند. تریبون‌های سراسریِ صداوسیما، با زمان پخش ثابت و دسترسی میلیونی، در کنار رسانه‌های تخصصی نوپا، به خط واحد روایت در بزنگاه‌ها کمک کردند. اسنادِ رسمیِ کانال برنامه و اعلام‌های پخش، این واقعیت را تأیید می‌کند.

هک فارس؛ انکار رسمی، جنجال عمومی

آذر ۱۴۰۱، حمله سایبری به فارس خبرساز شد. فیلمی با عنوان «دوربین مدار بسته» در فضای مجازی جنجال ساخت. اما بیانیه رسمی منتشرشده، نسبت آن ویدئو با فارس را به‌طور صریح رد کرد و گفت ماجرای «فیلم دوربین» متعلق به فارس نیست. همین یک بند برای ما کافی است: وقتی هجمه و جنجال با روایت رسمی نمی‌خواند، «صورت‌حساب رسانه‌ای» را باید روی میز گذاشت تا هزینه‌کردها و روابط پنهان، روشن شود.

زنجیره کامل شد؛ حالا چه کسی باید پاسخ دهد

زنجیره وقایع ساده است: وزیر نفت امضا می‌کند، مدیرکل روابط‌عمومی می‌آید و می‌رود، رسانه‌های خاص در اتاق جلسات می‌نشینند، مناظره‌های پرعدد با اتهام‌های سنگین روی آنتن می‌رود، و هم‌زمان شبکه‌ای آموزشی، نیرو و گفتمان تولید می‌کند. همه‌چیز ثبت رسمی دارد: احکام اداری، صورت‌جلسه نشست‌ها، آرشیو برنامه‌ها و پست‌های رسمی. در این میان، پرسش روشن مردم این است: «پول رسانه از کجا آمد و چه چیزی در ازای آن جابه‌جا شد؟» پاسخ این پرسش، نه در کامنت‌های شبکه‌های اجتماعی، که در قراردادهای مکتوب و فاکتورهای پرداختی است.

در مناظره خبرگزاری فارس، «حسین قربان‌زاده» عدد ۴.۷ میلیارد دلار «بازنگشتن پول نفت» را در دوره پاک‌نژاد مطرح کرد و منازعه نفتی را به بالاترین سطح سیاسی کشاند. از سوی دیگر، «سید احسان حسینی» همان عدد را محور افشاگری‌هایش گذاشت. این‌ها دیگر نقل‌قول‌های تلگرامی نیستند؛ روی ویدئو و متن و صفحه رسمی ثبت شده‌اند. حالا نوبت صاحبان حساب و امضا در وزارت نفت است که با عدد و سند جواب بدهند: قراردادهای اطلاع‌رسانی کِی بسته شد، با چه رسانه‌هایی، به چه مبالغی و با دستور چه مدیری؟

مطالبه شفافیت؛ بند به بند و خط به خط

حالا باید سه چیز بی‌درنگ منتشر شود:

۱) فهرست کامل قراردادهای «خرید خدمات رسانه‌ای، آگهی، رپرتاژ، تولید محتوا و مناظره» وزارت نفت و شرکت‌های تابعه از ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۵؛ همراه با رقم، تاریخ، نام رسانه و نام امضاکننده. ۲) صورت‌جلسات نشست‌های رسمی روابط‌عمومی وزارت نفت با «اصحاب رسانه» و حاضران هر جلسه؛ تا معلوم شود چه کسانی «دسترسی ویژه» گرفته‌اند. ۳) مصوبات بودجه‌ای روابط‌عمومی در همین بازه و تغییرات آن پس از انتصاب‌های «مجید بوجارزاده» و «سامان قدوسی». این‌ها اطلاعات محرمانه نیستند؛ پول عمومی است و باید با جزئیات عمومی شود.

این نام‌ها را فراموش نکنید

ـ «جواد اوجی»: وزیری که حلقه اول را با حکم «علی فروزنده» بست. ـ «محسن پاک‌نژاد»: وزیری که در قلب طوفان «تراستی‌ها» و «بازگشت ارز نفت» استعفا داد. ـ «حمید بورد»: سرپرستی که مأمور شد در شرایط انتقادی، کشتی نفت را به ساحل برساند. ـ «مجید بوجارزاده» و «سامان قدوسی»: مدیرانی که مسیر اطلاع‌رسانی وزارت نفت را ترسیم کردند. ـ «سید احسان حسینی» و «سجاد طاهری»: سردبیر و مدیرمسئولی که «خط انرژی» را به اتاق جلسات و متن مناظره‌های نفتی رساندند. این نام‌ها و سمت‌ها مستند است. حالا نوبت توضیح‌ها و عددهاست.

کارت قرمز به «بودجه تاریک»

زمان نتیجه‌گیریِ نرم گذشته است. یا وزارت نفت و شرکت‌های تابعه، خط‌به‌خط قراردادهای رسانه‌ای را منتشر می‌کنند، یا باید پاسخ دهند چرا «بودجه تاریک» برای خرید روایت خرج شده است. رسانه‌ای که پای میز وزارت می‌نشیند، باید منبع تأمین مالی‌اش شفاف باشد. شبکه‌ای که نیرو تربیت می‌کند و آن‌ها را به حوزه نفت هدایت می‌کند، باید منشأ و ذی‌نفعانش را معرفی کند. مناظره‌ای که روی آنتن می‌رود و با اعداد چندمیلیارددلاری بازی می‌کند، باید پیوست داده و سند داشته باشد. این قواعد بدیهی حکمرانی سالم است و چشم بستن بر آن، یعنی تکرار چرخه رانت و ارتزاق سیاسی از پول عمومی.

فرمان باز شدن صندوقچه اعداد

این گزارش یک مطالبه صریح دارد: «صندوقچه اعداد را باز کنید.» امروز، هم امضاها مشخص است، هم تریبون‌ها؛ هم نام مدیران روابط‌عمومی معلوم است، هم رسانه‌هایی که پای میز رسمی نشستند. وزارت نفت باید ظرف ۱۵ روز کاری، همه قراردادهای رسانه‌ای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۵ را با اسم رسانه، نوع خدمت، رقم، منبع پرداخت، امضاکننده و تاریخ انتشار عمومی کند. هر عددی که منتشر نشود، خود نشانه‌ای است از اراده پنهان برای حفظ بودجه تاریک. وگرنه، هر فریاد «شفافیت» فقط یک شعار تلویزیونی است.

چرا این خبر مهم است

چون در بازه‌ای که وزیر نفت تغییر کرد و روابط‌عمومی چند بار دست به دست شد، یک رسانه نوپا به مرکز میدان روایت نفتی رسید؛ با حضور رسمی در نشست وزارت و پخش مناظره‌هایی که به میلیاردها دلار بند است. این یعنی بودجه عمومی می‌تواند بی‌صدا «روایت» بخرد و افکار عمومی را هدایت کند. اسم‌ها و امضاها روشن است؛ حالا عددها باید روی میز بیاید تا معلوم شود کدام تیتر با کدام قرارداد و کدام امضا ممکن شد. این شفافیت، فقط یک مطالبه صنفی نیست؛ خط دفاع مردم در برابر خریدن حقیقت با پول نفت است.

چرا این خبر مهم است؟

- بودجه عمومی نباید مخفیانه «روایت» بخرد؛ قراردادهای رسانه‌ای نفت باید منتشر شود.
- حضور رسمی رسانه‌های خاص در نشست وزارت نفت، بدون شفافیت مالی، اعتماد عمومی را خراب می‌کند.
- مناظره‌هایی با اعداد چندمیلیارددلاری اثر بازار و سیاست دارد؛ پیوست داده و سند می‌خواهد.
- تغییرات متوالی در رأس وزارت و روابط‌عمومی، ضرورت حسابرسی فوری هزینه‌کرد اطلاع‌رسانی را دوچندان می‌کند.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook