در دنیای امروز، که مدیریت صحیح و شفافیت از اصول اساسی هر سازمان به شمار میرود، به نظر میرسد شاهد ظهور پدیدهای نگرانکننده هستیم: بیسوادی و دزدی در سطوح بالای مدیریتی. در این میان، نام مدیرعاملی به گوش میرسد که سوابقش نهتنها جای سوال دارد، بلکه چشمان بسیاری را به خود خیره کرده است.
نهادهای نظارتی کجا هستند؟
در کشوری که نهادهای نظارتی وظیفهٔ خود را فراموش کردهاند، سوالات بیپاسخی در مورد سوابق این مدیرعامل به وجود آمده است. آیا این شخص تنها با کلمات بزرگ و وعدههای توخالی توانسته است بر مسند قدرت بنشیند؟ یا اینکه واقعاً دست به دزدیهای کلان زده و در سایهٔ بیتوجهی نهادهای نظارتی، ثروتهای کلانی را به جیب زده است؟
بیشتر بخوانید: تخلفات گسترده پتروشیمی مروارید؛ از یک میلیون دلار گرانمایی تا مهندسی معاملات
شواهد و قرائن نشان میدهد که این فرد با تحصیلات ناقص و سوابق مشکوک، بر شرکتهای بزرگ تسلط یافته و با مدیریت غیرحرفهای خود، نهتنها به اعتبار شرکت آسیب زده بلکه به اقتصاد کشور نیز لطمه وارد کرده است. آیا وقت آن نرسیده که نهادهای نظارتی به وظایف خود عمل کنند و از منافع عمومی دفاع کنند؟
چشمپوشی از تخلفات بزرگ
با وجود تمامی اخباری که از تخلفات این مدیرعامل به گوش میرسد، هیچیک از نهادهای نظارتی به وظیفهٔ خود در خصوص بررسی این مسائل عمل نکردهاند. آیا این بیتوجهی ناشی از بیکفایتی است یا به نوعی با فساد سیستماتیک در ارتباط است؟
تجربه نشان داده که نهادهای نظارتی باید بهسرعت واکنش نشان دهند و از وقوع خسارات بیشتر جلوگیری کنند. بیتوجهی به این مسائل نهتنها به اعتبار نهادهای نظارتی لطمه میزند بلکه اعتماد عمومی را نیز به خطر میاندازد.
در این شرایط، سوال اصلی این است که آیا جامعهٔ ما میتواند به امید یک تحول واقعی در عرصهٔ مدیریت و نظارت باقی بماند؟ یا باید به نظارهٔ ادامهٔ این وضع نابسامان بنشیند؟
بیشتر بخوانید: تشکیل جلسه میلیاردی کمیسیون معاملات بدون اعضای قانونی! · پایان کار سلطانینژاد در «پایانهها و مخازن پتروشیمی»؟















